محمد مهدى ملايرى

221

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

است ، در صورتى كه در كتاب ظفرنامه ( كه شفر چاپ كرده ) چنين نيست ، و از اينجا حدس زده‌اند كه مأخذ فردوسى در اين قسمت همان ترجمهء ابن سينا بوده كه حاج خليفه از آن نام برده است . ولى اين كتابى كه امروز به نام « ظفرنامه » موسوم است كتابى است كه بعدا از جمع و تلفيق اين پند و اندرزها تأليف شده . به نظر استاد كريستن سن خيلى آسان است كه از خلال شاهنامهء فردوسى بر كتاب « پندنامه » كه همان پرسش و پاسخ انوشروان و بزرجمهر است دست يافت ، ولى بايد در نظر داشت كه در اين پندنامه كه فردوسى نقل كرده قسمتى از آنچه مربوط به مذهب مزدك بوده حذف شده و مطالبى هم كه منطبق با اصول ديانت زردشتى بوده به افكار زاهدانهء كلى كه به هيچ يك از مذاهب بستگى ندارد تغيير يافته است . و - در فهرستى هم كه ابن نديم در جاى ديگر كتاب خود از « كتابهائى كه ايرانيان در سرگذشت و داستانهاى صحيح پادشاهان خود تأليف كرده‌اند ، آورده دو كتاب به نام انوشروان ياد شده ، يكى را « كتاب الكارنامج فى سيرة انوشروان » و ديگرى را « كتاب انوشروان » « 1 » ناميده است . در اين فهرست نامى از كتابى كه در ادبيات پهلوى و سپس در ادبيات عربى در شرح حال و كارهاى اردشير بابكان سرسلسلهء دودمان ساسانى وجود داشته ديده نمىشود ، با اينكه مىدانيم كه چنين كتابى هم در ادبيات پهلوى و هم در ادبيات عربى شهرت فراوان داشته و يكى از كتابهائى بوده كه به نقل خود ابن نديم « 2 » آبا بن عبد الحميد آن را به تشويق برمكيان به شعر درآورده بوده است ؛ بنابراين ابن نديم هم از وجود آن بىاطلاع نبوده و چون آن هم از همين دسته كتابهائى بوده كه ابن نديم در اين فهرست صورت داده ناچار مىبايستى در اينجا ذكر مىشد ولى نشده . در عوض چنان كه ديديم دو كتاب به نام انوشروان ذكر شده است . مىتوان احتمال داد كه كتاب اول يعنى « كتاب الكارنامج فى سيرة انوشروان » در اصل به نام اردشير بوده و در استنساخ نام اردشير به انوشروان تبديل شده باشد ، زيرا كتاب كارنامهء اردشير كه

--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 305 . ( 2 ) . الفهرست ، ص 119 .